خرید بک لینک
خوشبختی گاهی ، آنقدر دم دستمان است که نمیبینیمش ، که حسش نمیکنیم چایی که مادر برایمان میریخت و میخوردیم ، خوشبختی بود دستهای بزرگ بابا را بعد از برگشت از کوه گرفتن و به هم زدن کوله اش خوشبختی بود . خنده های کودکیهامان ، شیطنت ها ،آهنگ های نوجووانیمان ، خوشبختی بود... اما ، ندیدیم و آرام از کن

برچسب: نویسنده: پرهام حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 11:10

میان تمام نداشتن ها دوستت دارم...

شانس دیدنت را هر روز ندارم ولی دوستت دارم...

وقتی دلم هوایت میکند، حق شنیدن صدایت را ندارم ... ولی دوستت دارم ...

وقت هایی که روحم درد دارد و میشکند، شانه هایت را برای گریستن کم دارم ... ولی دوستت دارم ...

وقت دلتنگی هایم، آغوشت را برای آرام شدن ندارم ... ولی دوستت دارم ...

آری همه وجودمی ولی هیچ جای زندگیم ندارمت و میان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم ...

دوستت دارم پدرم

روزت مبارک


برچسبها: عمومی

برچسب: نویسنده: پرهام حسینی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 11:10

صفحه بندی